حسن حسن زاده آملى
362
هزار و يك كلمه (فارسى)
معلّم كه دليل بود ، راه غلط كرد ، در حال ، آهنى مجوّف برون آورد بر هيأت ماهى ، و آن را در طاسى آب انداخت و بگردانيد ، و بر سمت قبله ساكن مىشد ، و دليل ، بر آن سمت رفتن گرفت . و بعد از آن تعرّف آن حال كردم ، گفتند كه خاصيّت سنگ مغناطيس است كه چون او را به قوّت در آهن مالى چنان كه اثر او بر آهن بماند ، آن آهن جز بر سمت قبله نايستد . و چون اين معنى امتحان كردم چنان بود . و كيفيّت اين خداى داند ، و هيچ عاقل بر سرّ آن نرسد . » در كتابى به نام كنز التجار ( 640 ه . ق ) از مؤلفى به نام قبجقى ( qabajaqi ) شرح كاملى از قطبنما و استعمال آن در مديترانه آمده است . دريانوردان مسلمان قطبنما را بوصله ( busola ) مىخواندند كه مأخوذ از بوسولا ( bussola ) [ نام ايتاليايى قطبنما ] است . اما به گفتهء « جورجپرسى بجر » ( Jorjpersibajer ؛ 1815 - 88 ) مستشرق انگليسى و مؤلف يك لغتنامهء انگليسى به عربى ، نام بوصله در ميان ملاحان درياى مديترانه متداول بوده و به ندرت در درياهاى مشرق به كار مىرفته است ؛ در بحر احمر ، قطبنما را « بيت الابرة » [ خانهء سوزن ( عقربه ) ] ، و در خليج فارس ، آن را « قبلهنما » مىخواندند . شايد بتوان گفت كه نخستين خبر موثّق از استعمال قطبنما از چين ( ح 1100 ) ، و از عالم اسلام ( 1228 ) ، و از اسكانديناوى ( ح 1250 ) است ، و نخستين خبر موثق از استعمال آن در اروپاى غربى از 1187 مىباشد . البته در همهء اين نواحى ممكن است استعمال قطبنما از پيش از تواريخ مذكور سابقه داشته باشد . در قطبنماهاى اوليه قطعات كوچك مغناطيس طبيعى ( مانيتيت ) به كار مىرفت كه آن را به وسيلهء ريسمانى مىآويختند ، يا بر قطعهاى از چوب يا چوب پنبه كه بر آب شناور بود قرار مىدادند . بعد از اكتشاف اين كه عقربههاى آهنى را مىتوان به وسيلهء مالش با مغناطيس طبيعى آهنربا كرد استعمال سنگهاى طبيعى منسوخ شد . پيشينيان به تفاوت شمال مغناطيسى و شمال جغرافيايى واقف نبودند ، و چنين مىپنداشتند كه عقربهء قطبنما هميشه متوجه به شمال قرار مىگيرد . در قرن 15 م معلوم شد كه عقربهء قطبنما متوجه شمال واقعى نيست ؛ بلكه با نصف النهار